محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
433
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و الناس على أربعة أصناف ) در حقيقت مردم بر دو گروه كلى هستند : اهل دنيا و اهل آخرت . اما اهل دنيا خود بر چهار گروه هستند : 1 - ( منهم من لا يمنعه الفساد في الأرض إلا مهانة نفسه و كلالة حدّه و نضيض وفره ) چنين كسى در پى رياست و قدرت نيست و در زمين فساد نمىكند ؛ ولى اين حالت او ، نه از روى زهد و پرهيزگارى ، كه از روى سستى و كاهلى و تنبلى است . . . و روشن است كه خداوند تنها به دليل وجود هدف و انگيزه كيفر نمىكند . بنابراين گرچه چنين كسى اگر در توانش باشد ، زمين را آكنده از فساد مىسازد ، اما تنها بر مبناى رفتار و كردارش حسابرسى خواهد شد : « هركس ذرهاى اندك بدى كند ، كيفرش را مىبيند . » « 1 » 2 - ( و منهم المصلت لسيفه و المعلن بشرّه و المجلب بخيله و رجله ) چنين كسى نيروى خود را از اسلحه و يارانش مىگيرد و آنان هستند كه او را به فساد وا مىدارند . ( قد أشرط نفسه ) خود را وقف شرارت مىكند . ( و أوبق دينه لحطام ينتهزه ) دين خود را نابود ساخته و وجدان خود را براى دنيا و توشه اندك آن كشته است . اين عبارت به صراحت از تفاوت طبقاتى در همه مظاهر آن به عنوان يكى از عوامل فساد در زمين ياد مىكند . بنابراين اگر توانايىها و امكانات به طور مساوى بين افراد جامعه تقسيم شود ، ديگر انگيزهاى براى ارتكاب جرايم وجود نخواهد داشت ؛ جز اندكى از بيمار دلان . ( أو مقنب يقوده ) با ياران خويش بر مردم استكبار ورزيده و برترى مىجويد . ( أو منبر يفرعه ) منبرى كه بر فراز آن رفته و جهالتها و گمراهىهاى خويش را از فراز آن به خورد مردم مىدهد . ( و لبئس المتجر أن ترى الدنيا لنفسك ثمنا ) نفس آدمى
--> ( 1 ) . وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ زلزال / 99 : 8 .